نوشته و نام جانوران را به عربي، تركي و مغولي داده است؛ نخشبي كتابهاي سانسكريت را به فارسي ترجمه كرد.
23. تركي
از قوم ترك نخستين بار در فصل مربوط به نيمهٴ دوم سدهٴ ششم سخن گفتهايم. زيمارخُس كيليكي (ششم ـ 2) را يوستينوس دوم (امپراتور 565 ـ 578) در سال 568 به سمرقند فرستاد تا با خان ترك بر ضد ايران پيمان اتحاد ببندد و بدين ترتيب، ايران را مجبور كند تا تجارت ابريشم را از سر گيرد. چند سال بعد از جيناگوپتا (ششم ـ 2)،1 از مترجمان كتابهاي بودايي از سانسكريت به چيني، كه از سال 575 تا 585 در دربار تئو ـ پو خان ترك و جانشين او بوده، ميشنويم كه دست كم يك
سوترا براي تئو ـ پو به تركي ترجمه شده بود.
گروه زيادي از ايغورها (از قبايل ترك) در تركستان شمالي مستقر شده بودند و پايتختشان تورفان2 (طورفان) بود. دين رسمي آنان مانوي بود (نك: مقدمه 1، 322). آثار مانوي تركي، بهويژه
خواستوانيفْت (اعترافات) را در سال 1907 سر اورل استين و در سال 1908 پل پليو در تون ـ هوانگ، در ايالت كانسو كشف كردند (مقدمه 1، 593-594). فرهنگ ايغوري از سدهٴ هشتم تا دوازدهم ميلادي رونق يافت. در اين اثنا، تركان در معرض نفوذ دين بودايي قرار گرفتند و سوتراهاي مختلف از چيني (و تبتي؟) به تركي ترجمه شد. آنان همچنين زير نفوذ اسلام و نسطوريت هم قرار گرفتند. در سراسر آسياي ميانه يك آميزش قبيلهاي وجود داشت. برخيشان ممكن بود با سرعتي باورنكردني در جهات مختلف اشاعه يابند و موجب اختلاط نژاد، زبان يا مذهب گردند. غارهاي تون ـ هوانگ حاوي كتابهايي به شش زبان است: تبتي، سانسكريت، سغدي،3 ايراني شرقي، ايغوري (تركي) و عبري!
نفوذ اسلام از يك منظومه معلوم ميشود بهنام قوتادغو بيليك (آگاهي شاديبخش)، كه نظريهٴ حكومت ارسطو را، بهصورتي كه به موٴلفان اسلامي رسيده بود، گسترش داده است. اين را يكي از مريدان ابن سينا (يازدهم ـ 1)،4 درحدود 1060 ـ 1070 م/452 ـ 463 ه ق تأليف كرده، كه در آن هنگام 51 سال داشته و سيودو ساله بوده كه ابن سينا وفات يافته بود. بااين حال، ممكن